ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
651
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
ذىالقعده هم ناقص باشد و غره ذىالحجه 4 شنبه بشود ، ولى اگر غره ذىالقعده را پنجشنبه بگيريم كه ششم آن سهشنبه باشد ؛ نه با ششم شوال سهشنبه بودن مىسازد و نه با بيست و هفتم ذىالحجه دوشنبه بودن . و بههرحال ، عليرضا مذكور « تذكرهاى در اشعار غزلسرايان » نوشته ، چنانكه در « مجمع الفصحا 1 : 36 » فرموده ، و خود نيز بتخلص شهره اشعارى سروده از آن جمله اين اشعار اينجا آورده شد : از چشم نظرباز دلم خون شده آرى * از ديده كشد دل بجهان هر ستمى هست دارد سر قتل من و اين خط كه برآورد * از پادشه حسن بخونم رقمى هست پيكى بكوى يار سبك سير بايدم * كاين خامه چون به دو رسد از گريه تر شود روم با ناتوانى بر سر آن كو به صد حسرت * اگر ديدار نبود جان دهم در پاى ديوارش دلم در پاى آن زلف پريشان است و مىترسم * كه آخر در پريشانى برسوائى كشد كارش كند هردم بنوعى آن جفاجو قصد آزارم * بپاداش وفادارى بدين خوارى سزاوارم به تو مشغول بدينسان كه شب و روز منم * عجبى نيست اگر بىخبر از خويشتنم برگشا لب بسخن گر همه خود دشنام است * كآرزو هست شنيدن سخنى زان دهنم سنه 1183 شمسى 4 شنبه 8 ذىالحجه اول حمل ماه برجى * ( 259 - وفات سيف الملك مختار ، شاعر هندى ) * در « الذريعة 9 : 1017 ش 6623 » فرمايد : وى ديوان مختصرى دارد كه در بنگاله موجود است و در اين سال وفات كرده ، انتهى .